آفریقای ایران کجاست؟

۰ بازديد

درست است که رفتن به کویر همیشه هیجان‌انگیز و پر از چالش است، اما گاهی بعضی جا‌ها به جز خاصیت کویری بودن چند گزینه و پیشنهاد خوب دیگر هم برایتان دارد.

به گزارش »تابناک» به نقل از ایرنا، برای مثال کویر خارتوران که از آن به آفریقای ایران یاد می‌شود از آن دست جا‌هایی است که سفر کردن به آن هم لذت کویرنوردی را برایتان دارد و هم لذت بازدید از حیات وحشی که در هیچ کجای ایران یافت نمی‌شود.

 			 				 					آفریقای ایران کجاست؟

خارتوران کجاست؟

پارک ملی توران در منتهی‌الیه شرقی استان سمنان و در جنوب‌شرقی شهرستان شاهرود قرار دارد و قسمت کوچکی از بخش شرقی آن در سبزوار استان خراسان رضوی قرار گرفته است.

این مجموعه در ضلع جنوبی جاده تهران مشهد، شرق دهستان طرود، غرب دهستان زمان‌ها و شمال‌شرقی کویر مرکزی ایران واقع شده است.

منطقه‌ای که از ۳ دشت بسیار وسیع تشکیل شده دارای زیباترین و خوش آب‌وهواترین جا‌ها هم هست که از آن جمله می‌توان به روستای قلعه بالا اشاره کرد که ملقب به «دروازه حیات وحش توران» است.

این روستا روی کوهی همانند ماسوله ساخته شده که دیدن آن خالی از لطف نیست. روستای رضاآباد هم از دیگر مناطق دیدنی کویر خارتوران و محل اسکان طایفه چوداری است.

آفریقایی درون ایران

خارتوران را آفریقای ایران نامیده‌اند؛ چرا که از نواحی پست آن گرفته تا کوه‌هایش، حیات وحش گسترده و نادری همانند آهو و گربه پالاس، پرندگانی مانند هوبره، زاغ بور و سارگپه و خزندگانی همچون بزمجه، مار جعفری، مار شاخدار ایرانی و ... را در خود جای داده،، اما شاهکار حیات‌وحش این منطقه به خاطر حضور یوزپلنگ آسیایی و گورخر ایرانی است.

یوزپلنگ آسیایی، زیر گونه به شدت در حال انقراضی است که کمتر از ۱۰۰ قلاده از آن در دنیا باقی مانده و اکنون تنها در ایران یافت می‌شود و یکی از زیستگاه‌های اصلی آن خارتوران است.

گورخر ایرانی هم که در این منطقه زیست می‌کند، گونه در معرض انقراض دیگریست که نخودی رنگ است و برخلاف آنچه ما از گورخر در ذهن داریم راه راه نیست.

مجموع این ویژگی‌ها خارتوران را به یکی از مهم‌ترین مناطق دنیا برای گردشگران دوستدار تماشای حیات وحش تبدیل کرده است.

صنایع دستی منطقه

اگرچه رفتن به خارتوران بیشتر برای لذت بردن از کویر و حیات وحش بی‌نظیر آن است و قدم زدن روی بلندترین تپه‌های ماسه‌ای ایران، بدون خار و خاشاک و سنگریزه، با پای‌ برهنه و تماشای منظره کویری و طلوع و غروب خورشید از فراز تپه‌ها بسیار لذت‌بخش است و می‌تواند ساعت‌ها وقت گردشگران را پر کند، اما در کنار این‌ها آشنایی با زندگی مردم بومی منطقه و صنایع دستی آن‌ها لطف دیگری دارد.

بافته‌هایی پرنقش و نگار از جمله انواع گلیم ساده و نقش برجسته توبره، قالی، پشتی، سفره آردی و... که الهام گرفته از طبیعت پیرامون مردم منطقه بوده و توسط زنان روستای اطراف خارتوران بافته می‌شود.

اقامت در خارتوران

همان‌طور که گفته شد خارتوران در ۱۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شاهرود و در مسیر جاده تهران - مشهد واقع شده؛ بنابراین برای اقامت در این منطقه گزینه‌های مختلفی وجود دارد.

علاوه بر اینکه خانه‌های مردم محلی در روستا‌های این منطقه پذیرای مسافران هستند، در این محدوده اقامتگاه بوم‌گردی نیز ایجاد شده که مسافران می‌توانند در اکوکمپ این منطقه اقامت کنند.

 
 

سفیر اتریش: روی نسل آینده ایران سرمایه‌گذاری می‌کنیم

۰ بازديد

سفیر اتریش در ایران گفت: ۲ سال پیش ۱۶۰۰ دانشجوی ایرانی در اتریش داشتیم. با در نظر گرفتن هزینه بالای این افراد برای دولت اتریش، می‌توان گفت: این حمایت، یک سرمایه گذاری بزرگِ ۱۰ میلیون یورویی روی نسل آینده ایران است.

به گزارش «تابناک» به نقل از فارس، دانشگاه‌های کشور اتریش یکی از مقاصد دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل است؛ تاکنون تحصیل در دانشگاه‌های این کشور رایگان بوده و از این رو این کشور در کنار کشور آلمان همواره مورد توجه ایرانی‌ها بوده است؛ اما اخیرا اتریش سیاست‌هایی را برای محدودیت جذب دانشجو اعمال کرده است.

 			 				 					سفیر اتریش: روی نسل آینده ایران سرمایه‌گذاری می‌کنیم

درباره سیاست‌های این کشور برای جذب دانشجویان ایرانی با اشتفان شُلتس، سفیر اتریش در جمهوری اسلامی ایران گفتگو کرده‌ایم.

اشتفان شُلتس، سفیر اتریش در جمهوری اسلامی ایران در گفتگو با فارس، در پاسخ به این سوال که برنامه کشور اتریش برای تبادل دانشجو و استاد با کشور ایران چیست؟ گفت: دو روز پیش در مدرسه دارالفنون سخنرانی داشتم. این مورد یکی از بهترین نمونه‌های همکاری اتریش و ایران است. بیش از ۱۷۰ سال پیش زمانی که امیرکبیر شروع به مدرن سازی کشور کرد، ۶ استاد اتریشی برای کمک به ساخت دانشگاه مدرن در خاور میانه انتخاب شدند؛ بنابراین ما روایتی زیبا از همکاری با قدمتی ۱۷۰ ساله دارند.

وی ادامه داد: اگر بخواهم این مثال را بروز کنم، می‌گویم که ۲ سال پیش ۱۶۰۰ دانشجوی ایرانی در اتریش داشتیم. با در نظر گرفتن هزینه این افراد برای دولت اتریش می‌توان گفت که این عدد بسیار بالایی است. این رقم یک سرمایه گذاری بزرگِ ۱۰ میلیون یورویی روی نسل آینده ایران و همکاری با ایران و گسترش ارتباطات است. همچنین امکان گسترش این همکاری‌ها با اتفاقات اقتصادی و اتخاذ تصمیمات در آینده وجود دارد.

* دانشجویان ایرانی در اتریش نیازی به پذیرش ندارند

وی در پاسخ به این سوال که آیا دولت اتریش سیاستی برای محدود کردن جذب دانشجوی ایرانی دارد؟ گفت: باید به دو نکته اشاره کنم. دانشجویان ایرانی در اتریش نیازی به پذیرش ندارند. این موضوع اول از همه یک سرمایه گذاری است. علاوه بر این حمایت‌هایی هم وجود دارد. برای مثال ۱۳ پروژه همکاری با دانشگاه‌های ایرانی داریم که در آن‌ها تبادل اساتید و دانشجو اتفاق می‌افتد و این همکاری اقتصادی بین دولت ما و شماست.

وی در پاسخ به این سوال که به طور کلی آیا دولت اتریش برنامه‌ای برای محدود کردن جذب دانشجو‌های بین‌المللی دارد؟ گفت: در حال حاضر درصد بالایی از دانشجویان بین المللی در اتریش وجود دارند. در بعضی از دانشکده‌ها این رقم به ۸۰ درصد می‌رسد. به عنوان مثال در یک دانشکده پزشکی این رقم بین ۸۰ تا ۹۰ درصد است.

 
 

هشدار برای گیاه‌خواران: کمبود شدید ویتامین B ۱۲

۰ بازديد

متخصص تغذیه گفت:کمبود شدید ویتامین B ۱۲ قطعا در رژیم خام گیاه خواری به وجود می‌آید، چون منبع گیاهی برای B ۱۲ نداریم و معمولا فقط منبع گیاهی دارد.

به گزارش «تابناک» به نقل از میزان، مریم محمودی، متخصص تغذیه درباره عوارض رژیم خام گیاه خواری و رژیم هایی که بدون اینکه تحت نظر پزشک باشد انجام شود اظهار کرد: رژیم خام گیاه خواری رژیم کاملی نیست برای اینکه پروتئین کامل گیاهی را فقط در سویا یا ترکیب غلات و حبوبات داریم که معمولا در رژیم خام گیاه خواری تامین نمی‌شود.

کمبود شدید ویتامین B۱۲ در رژیم خام گیاه خواری

وی در ادامه بیان کرد: کمبود شدید ویتامین B۱۲ قطعا در رژیم خام گیاه خواری به وجود می‌آید، چون منبع گیاهی برای B۱۲ نداریم و معمولا فقط منبع گیاهی دارد.

محمودی در ادامه بیان کرد: این رژیم حتما باید تحت نظر متخصص تغذیه باشد تا درست و اصولی تنظیم شود.

رژیم کم کربوهیدرات را فقط می‌توان در کوتاه مدت استفاده کرد

این متخصص تغذیه در ادامه گفت: رژیم کم کربوهیدرات را فقط می‌توان در کوتاه مدت استفاده کرد (البته نه مثل رژیمی مثل کتوژنیک که بسیار کم کربوهیدرات است و بعد از مدتی این رژیم با باید به رژیمی با کربوهیدرات متوسط تغییر دهیم) که در رژیم خام گیاهی خواری نیز حجم مصرف کربوهیدارت پایین است.

وی در ادامه تاکید کرد: بعد از مدتی باید کربوهیدرات به رژیم غذایی اضافه شود البته نوع کربوهیدارت مصرفی هم مهم است اگر این مسائل رعایت شود معمولا میزان وزن کم شده دیگر باز نمی‌گردد.

آیا امکان برگشت وزن در رژیم‌ خام گیاه خوری و کتوژنیک وجود دارد؟

محمودی در ادامه بیان کرد: این متخصص تغذیه در پاسخ به این سوال که آیا امکان برگشت وزن در این رژیم‌ها وجود دارد؟ اظهار کرد: اگر رژیم شدید و غیر علمی بگیرند و تنوع غذایی نداشته باشند وزن کم شده سریعا برمی گردد و به همین دلیل رژیم‌های غیر استاندارد را توصیه نمی‌کنیم.

وی در ادامه درباره درستی و یا نادرستی رژیم برای کودکان گفت: این رژیم ها نیز در صورتی که کودک اضافه وزن بالایی داشته باشد آن هم زیر نظر متخصص توصیه می شود تا به روند رشد کودک ضربه ای وارد نکند.

 
 

پروفسوری که آثار باستانی مصر را دزدید

۲ بازديد

یک شخصیت آکادمی معروف و پروفسور پاپیروس شناس دانشگاه آکسفورد انگلستان، به نام «دِرک أوبیک» Dirk Obbink، شصت و دو ساله، یازده قطعه پاپیروسی از قدیمی‌ترین انجیلی که تاکنون کشف شده و نمی‌توان برای آن قیمتی تعیین کرد را ربوده است.

پروفسوری که آثار باستانی مصر را دزدید

این اثر باستانی را یک باستان شناس انگلیسی در سال ۱۸۹۸ میلادی در میان کومه‌ای زباله در روستای «بهنسا» استان «منیا» در صعید مصر یافت و آن را به انجمن انگلیسی «اکتشاف مصر» Egypt Exploration Society که در سال ۱۸۸۲ میلادی با هدف کشف مکان‌های باستان شناسی در دره‌های دلتا و نیل در مصر و سودان تأسیس شده بود، اعطا کرد.

پروفسوری که آثار باستانی مصر را دزدید

اینک، خلاصه اتهامی که انجمن به پروفسور وارد کرده و در رسانه‌ها بازتاب داشته این است که پروفسور مذکور آنچه دزدیده را به موزه آمریکایی فروخته است. موزه‌ای که هزینه بهره برداری ۵۰۰ میلیون دلار بوده و دو سال پیش با نام Museum of the Bible در واشنگتن تأسیس شده و متعلق به خانواده آمریکایی Steve Green است که مالک فروشگاه‌های زنجیره‌ای صنایع دستی و هنری Hobby Lobby در اوکلاهاما می‌باشند.

پروفسوری که آثار باستانی مصر را دزدید

آثار باستانی سرقت شده در بخش آرشیو دانشگاه آکسفورد نگهداری می‌شد و به انجمن تعلق داشت. مقدار پولی را که موزه آمریکایی در ازای دریافت آثار باستانی سرقتی دریافت کرده هنوز مشخص نیست. اما تحقیقی که در این زمینه در حال انجام است، حقیقت را افشا خواهد کرد، به وِیژه اینکه موزه خریدار آثار، اعلام همکاری کرده و گفته پاپیروس‌های مسروقه را بازخواهد گرداند. این پاپیروس‌ها که طی دو مرحله ربوده شده حاوی سخنان منسوب به مسیح (ع) است که تاکنون درباره آن چیزی گفته نشده است.

پروفسوری که آثار باستانی مصر را دزدید

مجموعه مورد سرقت، گنجینه‌ای با ارزش و متنوع باستان شناسی است و با بیش از پانصدهزار ورقه، قطعات، نسخه‌های خطی، کتیبه‌ها و اسناد مربوط به قرن ۳ قبل از میلاد تا قرن هفتم به زبان‌های یونانی، مصر باستان، قبطی، آرامی، عربی، لاتین، عبری و دیگر زبانهاست و در زیر یک محل دفن زباله بزرگ در بهنسا در مصر علیا در ۲۰۰ کیلومتری قاهره یافت شده بود.

 
 

پائیز تلخ و خونبار 598 خورشیدی

۹ بازديد

در سال 597 خورشیدی، سلطان محمد خوارزم‌شاه  با سه نفر از سفیران چنگیزخان، رهبر امپراطوری مغول، دیدار کرد. فرستاده‌ها هدایایی بسیار ارزشمند پیش‌کش کردند و مهم‌تر از همه، پیشنهاد معاهده‌ای بین دو قدرت را دادند که امکان باز شدن جاده‌ی پرمنفعت ابریشم را برای چین و اروپا فراهم کند. امپراطوری خوارزم‌‌شاه  بسیار گسترده بود و ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان امروزی را در برمی‌گرفت. پایتخت پادشاهی، سمرقند، ثروتی افسانه‌ای داشت که نمادی از قدرت پادشاده بود و تجارت پررونق جاده‌ی ابریشم، به ثروت خوارزم‌شاه می‌افزود. از آنجا که هدف مغول ها مشخص بود، شاه نیز در این تجارت شریک شد و معاهده را امضاء کرد.

چند ماه بعد کاروانی از تاجران مغول به شهر اُترار، در شمال شرقی امپراطوری، با هدف خرید وسایل تجملاتی برای دربار مغول وارد شد. فرماندار اُترار به حضور جاسوسان در کاروان شک کرد، آن ها را کشت و تمام کالاهایی را که خریداری کرده بودند، تصاحب کرد. با شنیدن این سرپیچی از معاهده و هتک حرمت به کاروان، چنگیزخان سفیری را به همراه دو سرباز فرستاد تا مراتب عذرخواهی شاه را بشنوند و یادآوری کنند که طبق معاهده بین دو امپراطوری، آنها از این تجارت سودی یکسان می‌برند. پادشاه سر سفیر را جدا کرد و برای چنگیزخان فرستاد که البته این دیگر به معنای جنگ بود.

شاه نترسید. ارتش او شامل چهارصدهزار نفر از سواره نظامان ورزیده و دست کم دو برابر تعداد نفرات دشمن بود. شاه از شکست دادن مغولان مطمئن بود و تصور می‌کرد آنها به قسمت به ماوراء النهر در قسمت شرقی پادشاهی حمله کنند. ماوراء النهر سرزمینی به پهنای 800 کیلومتر است که از شرق به رود سیحون(سیردریا) و از غرب به رود جیحون(آمودریا) احاطه می‌شود که از شمال به کویر پهناور قزل‌قوم منتهی می‌گردد و دو شهر مهم پادشاهی یعنی سمرقند و بخارا را در خود جای داده بود. شاه تصمیم گرفت که یک کمربند محافظتی در کنار رودخانه سیحون مستقر کند، یعنی جاییکه مغول ها برای حمله به پایتخت مجبور به عبور از آن بودند. آنها نمی‌توانستند از بخش شمالی عبور کنند، زیرا کویر پهناور صعب العبور در مسیرشان قرار داشت و در جنوب هم موانع طبیعی کوهستانی مانع عبور آنها می‌شد. او با استقرار ارتش خود در ماوراء النهر، موقعیت دفاعی رسوخ ناپذیری داشت و برتری نیروهایش نسبت به سربازان دشمن قابل توجه بود. از این رو منتظر ورود مغول ها بود تا آنها را در هم شکند.

نقشه ماوراء النهر

در تابستان 598 خورشیدی، دیده‌بانان گزارش دادند که مغول ها از مسیر جنوبی سیحون و از راه دره فرغانه نزدیک می‌شوند. شاه یک نیروی بزرگ به فرماندهی فرزندش جلال الدین برای نابودی دشمن فرستاد. مغول ها پس از نبردی شدید، عقب نشینی کردند و جلال الدین به پدرش گزارش داد که ارتش مغول برخلاف آوازه‌اش چندان ترسناک نیست. سربازانشان ضعیف و رنگ پریده و اسب هایشان لاغر و رنجور بودند و به نظر می‌رسد هیچ کدام اشتیاقی به ادامه جنگ ندارند. به اعتقاد شاه، مغول ها توانایی مقابله با ارتش او را نداشتند. در نتیجه، سربازان بیشتری را در انتهای جنوبی کمربندی قرار داد و منتظر ماند.

چند ماه بعد یک گردان مغول به شهر اُترار شبیخون زده و فرماندار را دستگیر کردند. همان مردی که به بازرگانان مغول هتک حرمت کرده بود، او را کشتند و نقره‌ی مذاب در چشم و گوش هایش ریختند. شاه از راهی غیرمنتظره سربازان را به سوی شمال تغییر مسیر داد؛ به زعم او شاید مغول ها سریع حرکت کنند ولی نخواهند توانست بر یک ارتش قوی با نفرات بسیار چیره شوند.

با وجود این، اندکی بعد دو ارتش مغول، از جنوب اُترار به موازات سیحون عبور کردند. یکی از ارتش ها، به فرماندهی، جوجی خان، به شهرهای مهم در امتداد رودخانه حمله کرد، در حالیکه ارتش دیگر به فرماندهی جبه نویان، در جنوب ناپدید شد. ارتش جوجی خان مانند ملخ به تپه‌ها و دشت های نزدیک رودخانه هجوم آورند. شاه بخش بزرگی از ارتش خود را به رودخانه منتقل و نیروهای ذخیره‌ی خود را در سمرقند حفظ کرد. ارتش جوجی خان نسبتا کوچک بود، در حدود بیست هزار سرباز، با این حال بسیار تهاجمی بود و یکی پس از دیگری، بدون هشدار قلعه‌ها را سوزانده و ویرانی به بار می‌آوردند.

در همین حال، گزارش‌های رسیده از خط مقدم به شاه، ورود جنگجویان عجیب و غریبی را از شرق اعلام می‌کرد که همه سواره نظام بودند. هر مغول نه تنها سوار بر اسب بود، بلکه چندین اسب بی سوار را به دنبال خود می‌کشید، همه‌ی اسب‌ها مادیان بودند و هنگامی که یکی از آنها خسته می‌شد، سرباز، سوار بر اسبی تازه نفس می‌شد. مغول ها با ارابه‌های سبک آذوقه خود را حمل کردند، شیر و خون مادیان را نوشیدند و اسب‌های ضعیف و زخمی را کشته و خوردند. آنها می‌توانستند دوبرابر سریعتر از دشمن خود حرکت کنند، تیراندازی‌شان فوق‌العاده بود. می‌توانستند هنگام پیش‌روی یا عقب نشینی تیرهای آتشین را با مهارت و چالاکی بیندازند و حملاتشان به مراتب مهلک‌تر از آن چیزی باشد که ارتش شاه تاکنون دیده است. دسته‌های آنها در فاصله‌های زیاد با پرچم‌ها و مشعل ارتباط برقرار می‌کردند و مانورهایشان هماهنگ و تقریبا پیش‌بینی‌ناپذیر بود.

با این آزار و اذیت‌های فرسایشی، نیروهای شاه بیش از پیش خسته می‌شدند. اینک به طور ناگهانی، ارتشی که به فرماندهی جبه نویان، در جنوب ناپدید شده بود، از شمال غرب به سمت ماوراء النهر سرازیر شد. شاه آخرین نیروهای کمکی خود را که ارتشی با پنجاه هزار سرباز بود، به جنگ با جبه نویان فرستاد. شاه چندان هم نگران نبود، زیرا مردانش برتری خود را در نبرد دره فرغانه اثبات کرده بود.

اما این بار شرایط متفاوت بود. مغول ها سلاح های عجیب و غریبی داشتند: تیرهای آغشته به قیر گداخته که پشت سرشان دود بلند می‌کرد و سواران سبک و سریعی که رعدآسا می‌تاختند، خطوط ارتش شاه را می‌شکافتند و راه را برای سواره نظام مسلح می‌گشودند. ارابه‌ها در پس و پیش خطوط مغول ها به سرعت حرکت می‌کردند و تجهیزات به آنها می‌رساندند. نیزه‌های مغول ها آسمان را پوشانده بود و فشار بی‌امان و بی رحمانه وارد می‌کرد. آنها پیراهن ابریشمی سنگینی بر تن داشتند که اگر تیری پیراهن را می‌شکافت، به گوشت نمی‌رسید و به سرعت لباس خود را عوض می‌کردند. ارتش جبه نویان، نیروهای شاه را نابود کرد.

شاه تنها یک راه داشت: عقب نشینی و بازسازی تدریجی ارتش. او شروع به آماده سازی کرد، اما در این میان، اتفاقی باورنکردنی افتاد: یک ارتش به فرماندهی چنگیزخان ناگهان بیرون دروازه های شهر بخارا واقع در غرب سمرقند اردو زدند.

آنها از کجا آمده بودند؟ آنها نمی‌توانستند از کویر قزل‌قوم در شمال عبور کرده باشند. ظاهرا از کویر گذشته بودند؛ ولی غیرممکن بود؛ مگر اینکه شیطان آنها را جادو کرده باشد. بخارا خیلی زود سقوط کرد و چند روز بعد سمرقند تسلیم شد. سربازان فرار کردند و فرماندهان نگران بودند. شاه، بیمناک برای زندگی‌اش، با تعداد انگشت شماری از سربازان فرار کرد و مغول ها سرسختانه او را تعقیب کردند. چندماه بعد در جزیره‌ای کوچک در دریای خزر، تنها کسی که جان سالم به در برده بود، با لباسی ژنده، غذا گدایی می‌کرد. او کسی نبود جز حاکم پیشین ثروتمندترین امپراطوری شرق که سرانجام از بیماری و گرسنگی درگذشت.

در مورد استراتژی برتر نظامی چنگیزخان در مقابل پادشاهی ایران در کتاب 33 استراتژی جنگ، رابرت گرین.صفحه 406 بیشتر بخوانید.

اگر می‌خواهید در مورد این تاریخ عبرت آموز و خونبار بیشتر بخوانید به صفحه حمله مغول به ایران در ویکپدیا مراجعه کنید.